نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : چهار شنبه 25 تير 1393برچسب:,

بی تو ای شوق غزل آلوده ی شب های من / لحظه ای حتی دلم با من هم آوایی نداشت / آنقدر خوبی که در چشمان تو گم می شوم / کاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت . بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم . بیا ای همنشین سرد پاییز / به آواهای شب هایم درآمیز / بیا ای رنگ مهتاب بلورین / تو شعری تازه در من برانگیز . ای که یادت بهترین مفهوم بیداریست / عطر یادت تا ابد در خاطرم جاریست . کی گفته نفرین میکنم / غصه به تو حرومه / خوشبختی تو گل من / همیشه آرزومه . اس ام اس غمگین شب در خم گیسوی تو عابر میشد / با هر نفست بهار ظاهر میشد / ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم / با دیدن چشمان تو عاشق میشد . بسوزد خانه ی لیلی و مجنون / که رسم عاشقی در عالم انداخت / اگر لیلی به مجنون داده میشد / دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد . سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . اگر دریای دل آبیست ، تویی فانوس شبهایش / اگر حرفی زدم از کل ، تویی مفهوم و معنایش .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : سه شنبه 24 تير 1393برچسب:,

شب در خم گیسوی تو عابر میشد / با هر نفست بهار ظاهر میشد / ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم / با دیدن چشمان تو عاشق میشد .

بسوزد خانه ی لیلی و مجنون / که رسم عاشقی در عالم انداخت / اگر لیلی به مجنون داده میشد / دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد .

سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم .

اگر دریای دل آبیست ، تویی فانوس شبهایش / اگر حرفی زدم از کل ، تویی مفهوم و معنایش .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : دو شنبه 23 تير 1393برچسب:,

رسم ما آوارگان ترک وفای دوست نیست / رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست / ما محبت را به نام دوست ارزان میکنیم / تا صداقت زنده است ما هم رفاقت میکنیم . من در میان عاشقان آشفته ام / عاشق عشقی جاودانه ام / چه زیبا است این عشق / با او در خلوتم جا مانده ام . اس ام اس دلتنگی تمام رنگ های مهربانی و عشق را در تابلوهای چشمان تو می بینم . صد جان بدهم در آرزوی دل خویش / وان دل که تو را خواست به صد جان ندهم . بنویس نام مرا در کف دستت ای دوست ، تا به هنگام قنوتت نبری از یادم . از دیروز به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم ولی افسوس ! افسوس که تو به فرداها سفر کردی . مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم / گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم / سال ها با جور لیلایت ساختی / من کنارت بودم و نشناختی . عشق یعنی پاک ماندن بسیار / آب ماندن در مسیر انجماد / در حقیقت عشق یعنی سادگی / در کمال برتری ، افتادگی . خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه ، امیدوارم همیشه مسلح باشی ! بدون که همیشه چشم انتظارم ، بدون که تو خیالتم تنها نیستی ، بدون که یه جایی یه کسی همه ی دنیاش تو هستی ، اینو بدون که با فاصله ها هرگز کمرنگ نمیشی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : یک شنبه 22 تير 1393برچسب:,

مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم / گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم / سال ها با جور لیلایت ساختی / من کنارت بودم و نشناختی .

عشق یعنی پاک ماندن بسیار / آب ماندن در مسیر انجماد / در حقیقت عشق یعنی سادگی / در کمال برتری ، افتادگی .

خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه ، امیدوارم همیشه مسلح باشی !

بدون که همیشه چشم انتظارم ، بدون که تو خیالتم تنها نیستی ، بدون که یه جایی یه کسی همه ی دنیاش تو هستی ، اینو بدون که با فاصله ها هرگز کمرنگ نمیشی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 21 تير 1393برچسب:,

عاشق آن نیست که دیوانه ی عشق تو شود / عاشق آن است که از عشق تو دیوانه شود . با یک پلک زدن ، غافل از آن ماه نباشیم / شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم . خواب راحت نکند آنکه خیالی دارد / تو چه دانی دل ما با تو چه حالی دارد . ای نگارا مبادا نا کسان رامت کنند / با بدان کمتر نشین ترسم که بد نامت کنند / من نگویم با کسی خو مگیر / هر که بهرت تب کند بهرش بمیر . شعر عاشقانه خدایا بودم و ای کاش نبودم / ماهی تنها در انتهای رودم / همه گریزانند انگار من آتشم / که چشم همه را کرده کور دودم . در عشق حقیقی ، کوتاه ترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد . مهربون گفتم که بفرستم برایت پیامی / که هم احوالی پرسم هم داده باشم سلامی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,

ای که تویی همه کسم / بی تو می گیره نفسم / اگه تو رو داشته باشم / به هرچی می خوام می رسم .

تو دنیا یکی هست که دنیایش تویی / روز و شب در فکر توست ، رویایش تویی / گلی خوشبوست که عطر و بویش تویی / ماهی کوچکی است که دریایش توسس / شمعی روشنی هست که نورش تویی / نا امیدی است که امید فردایش تویی / دلی با یک آرزوی بزرگ که آرزویش تویی / خیالی خسته که آرامش شبهایش تویی / چشمانی خیره به سویی که سویش تویی / یک دل زخمی که مرهم زخم هایش تویی .

نموندم با اینکه می گفت : باش / الان افسوس می خورم ، ای کاش .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,

هر سکه دو رو دارد ولی عشق تنها یک رو ، نابودی ! من از خدا خواستم نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت ، فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم . چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بی رنگ است ؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ، همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ، آری با تو هستم ! در فلسفه وفا چنین آمده است : دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . دوستت دارم دانم که تویی دشمن جانم ، از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم ! متن های زیبا اگر ماه بودم به هرجا که بودم سراغ تو را می گرفتم ، وگر سنگ بودم به هرجا که بودی سر رهگذر تو جا می گرفتم ، اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب من می نشستی ، وگر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا می شکستی مرا می شکستی . جفایت با وفایت هر دو نیکوست ، تو را هرجا که باشی دارمت دوست .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : سه شنبه 17 تير 1393برچسب:,

به همین تنگ غروب ، به همین وقت عزیز / واگذارت به خدا ، همه چی رو دور بریز .

نیا باران زمین جای قشنگی نیست ، من از جنس زمینم ، خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ، اما یک طرف سودای بلبل یک طرف بال و پروانه را هم دوست می دارد ، نیا باران پشیمان می شوی از آمدن ، در ناودان ها گیر خواهی کرد ، اینجا جمعه بازار است ، عشق را در بسته های زرد و کوچک نسیه می دادند ، نیا باران زمین جای قشنگی نیست !

مرا نیست هراسی ز نیروی مشت ، مرا ناجوانمردی خلق کشت ، مهر کردم به مردم بسی ، نچیدم گل مردمی از کسی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,

صد بار قسم خوردم که نام تو را بر زبان نیاورم ، ولی افسوس قسم هم نام تو بود . ریاضی میگه دو خط موازی بهم نمیرسن مگه با شکستن یکی ، پس من میشکنم به خاطر تو . یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها ، کی پر کاهی بماند در میان بادها ؟ هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشک می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم . (هلن کلر) بسیاری از مردم لایه ی نقره را در انتظار طلا از دست می دهند .عاشقانه فقط دریا دلش آبی تر از من بود ، و من از دریا ، دلم دریا ، فقط این را ندانستم ! چرا گشتم چنین تنها تر از تنها ! به هر آبی شدم آتش ، به هر آتش شدم آبی ، به هر آبی شدم ماهی ، به هر ماهی شدم دامی ، به هر نامحرمی ساقی ، به هر ساقی می باقی و تو این را ندانستی ! چرا گشتم چنین عاصی ؟

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,

سه نفر تو قلب من جا دارند ، خدا ، مادرم ، پدرم ، آخی تو نیستی ؟ تو ضربان قلب منی !
باید که مهربون بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست .
تو را خواهم وگرنه یار کم نیست ، گلی خواهم وگرنه خار کم نیست ، گلی خواهم که در سایه اش بنشینم ، وگرنه سایه ی دیوار کم نیست .
مرا از یاد می توانی ببری اما از خاطر من نمی توانی بروی .
ای اس ام اس برو پیش اونی که بهش فکر میکنم ، اگر کار داشت مزاحمش نشو ، اگر خواب بود آرام ببوسش ، اگر تو را خواند بهش بگو خیلی دوستش دارم .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : یک شنبه 15 تير 1393برچسب:,

ناسپاس از عشق پاکت نیستم ، من که عمری با خیالت زیستم ، دوستت دارم به جان تو قسم ، روی حرفم تا ابد می ایستم . دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ، خورشید یکیه ، زمین یکیه ، خدا یکیه ، مادر یکیه ، پدر یکیه ، تو هم یکی هستی ، وسعت عشق من به تو هم یکیه ، پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم ! اگر آواز می خوانم ، اگر اندوه از چشمان من پیداست ، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ، اگر باران ندارم ابر بی بارم ، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آروز دارم بدانی : دوستت دارم . من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .جوک خنده دار بودنت به جور نبودنت یه جور ، در این دنیای جور واجور دوستت دارم ناجور ! برای رسیدن باید رفت ، در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بیاموز !

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : یک شنبه 15 تير 1393برچسب:,

ای کاش یاد بگیریم که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه ی تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ دنده های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد .
عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس ، قصاص زندگی را دید ، شلاق زمانه را خورد ، ولی عبرت نگرفت !
با گفتن اینکه : یافتن عشق غیر ممکن است ، وانع ورود عشق به زندگی خود نشو ، سریع ترین راه دریافت عشق ، بخشیدن آن به دیگران است .
آروم باش ! با توکل و تفکر که او زودتر از تو دست به کار شده ، سپس آستین ها را بالا بزن ، آنگاه دستان خداوند را می بینی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ، گر نکته دان عشقی ، بشنو تو این حکایت . (حافظ) دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم ، میدونی چرا ؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده بخند هرچند غمگینی ، ببخش هرچند مسکینی ، فراموش کن هرچند دلگیری ، اینگونه بودن زیباست هرچند که آسان نیست !جملات زیبا کاش قلبم درد پنهانی نداشت ، چهره ام هرگز پریشانی نداشت ، کاش میشد راه سخت عشق را ، بی خطر پیمود و قربانی نداشت . یه رز سرخ تو دست راستت بگیر و یه رز سفید تو دست چپت و تو آیینه نگاهشون کن ، من اون یاس وسطی رو با دنیا عوض نمی کنم . شبی نیست که آهم به ثریا نرسد ، از چشم ترم آب به دریا نرسد ، میمیرم از این غصه که آیا روزی ، دیدار به دیدار رسد یا نرسد .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الماس ، موفقیت به درخشانی طلا ، این ها آرزوهای من برای توست .
دردا ! دلم گرفته از روزگار امشب ، دیگر نمانده در دل صبر و قرار امشب ، آه ! آه ای آسمان ساکت ببین دیده ترم را ، دارم بسی شکایت از کردگار امشب .
تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست ؟ در جوابم این چنین گفت و گریست : لیلی و مجنون همه افسانه اند ، عشق تفسیری ز زهرا و علی ست .
کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را ، میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ، که محتاج دعای جمله یارانم . آغوشتو به غیر من بروی هیشکی وا نکن ، منو از این دلخوشیا آرامشم جدا نکن ، من برای با تو بودن پر عشقو خواهشم ، واسه بودن در کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم ، منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه . با دوست عشق زیباست با یار بیقراری ، از دوست درد ماند و از یار یادگاری . اگه از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه ، توی زندگی یه وقتا تنهایی رمز عبوره ، اگه از چشات گذشتم فکر نکن عاشق نبودم ، مطمئن باش توی دنیا دل به تو سپرده بودم .اس ام اس خنده دار پرستوها چرا پرواز کردین ، جدایی را شما آغاز کردین ، جدای بی وفایی قهر و دوری ، همه باشند گناه آشنایی .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

جامه ای بافتم ، تار و پودش از عشق ، خواستم تا به تو هدیه کنم ، لیک دیدم که در آن گوشه باغ ، لاله ای پنهانی با نسیمی می گفت : جامه عشق برازنده هر قامت نیست .
من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم ، عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم .
دنیا رو خیلی کوچیک می بینم که بخوام بگم یه دنیا دوست دارم !
آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باشد .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

یکی میدونه دوسش داری … یکی نمیدونه دوسش داری … بیچاره اونی که فکر میکنه دوسش داری در روزهای بارانی چترت و در روزهای آفتابی عینکت میشم تا از دست آسمان ناراحت نشی . دو تا گل بگیر دستت ، هر کدومو بگیر تو به دستت ، اما من گل وسطی رو دوست دارم .اس ام اس عاشقانه امشب ز غمت میان خون خواهم خفت ، وز بستر عافیت برون خواهم خفت ، باور نکنی خیال خود را بفرست ، تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست ، گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست ، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره ، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره .
آرامش یعنی : هر وقت قهر کردی ، مطمئن باشی بجز تو ، هیچکس جاتو نمیگیره …
چقدر خوبه آدم یکی را دوست داشته باشه ، نه به خاطر اینکه نیازشو بر طرف کنه ، نه به خاطر اینکه کسی دیگری را نداره ، نه به خاطر اینکه تنهاست ، نه از روی اجبار ، بلکه به خاطر اینکه اون شخصیت ارزش دوست داشتن را داره .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:,

باز باران بی ترانه گریه های بی بهانه میخورد بر سقف قلبم ، باورت شاید نباشد خسته است این قلب تنگم . آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود ، سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود . چشمای عاشقم ستاره پوشه ، دلم برای دیدنت می جوشه . اس ام اس در آبی ترین نقطه چشمانت عشقیست که صداقت از آن جاریست ، آن جا خدا را عاشقانه می توان دید . اگر بوی گلی را دوست نداری ، شاخه هایش را نشکن .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

آسمان همچو صفحه ی دل من ، روشن از جلوه های مهتابست ، امشب از خواب خوش گریزانم ، که خیال تو خوشتر از خواب است . (فروغ فرخزاد)

آه ، هرگز گمان مبر که دلم با زبانم رفیق و همراه است ، هر چه گفتم دروغ بود ، کی تو را گفتم آنچه دلخواهست . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

آه ، کاش آن لحظه پایانی نداشت ، در غم هم محو و رسوا می شدیم . (فروغ فرخزاد)

آمدم تا به تو آویزم ، لیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگی ، لیک دیدم که تو بر چهره ی امیدم ، خنده ی مرگی . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

وه چه شیرین است بر سر گور تو ای عشق نیاز آلود پای کوبیدن ، وه چه شیرین است . (فروغ فرخزاد)

آه من هم زنم ، زنی که دلش ، در هوای تو می زند پر و بال ، دوستت دارم ای خیال لطیف ، دوستت دارم ای امید محال . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

دست هایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار و لبانت را چون حسی گرم از هستی به نوازش لبهای عاشق من بسپار . (فروغ فرخزاد)

اگر بسویت این چنین دویده ام ، به عشق عاشقم نه بر وصال تو ، به ظلمت شبان بی فروغ من ، خیال عشق خوشتر از خیال تو . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

آه ، هرگز ندانستم از عشق ، چیستی تو ، کیستی تو . (فروغ فرخزاد)

کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر می کردیم از بهاری به بهار دیگر . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

آیا شما که صورتتان را در سایه ی نقاب انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یاس آور اندیشه می کنید که زندگی های امروزی چیزی بجز تفاله ی یک زنده نیستند . (فروغ فرخزاد)

زمان در برابر عشق حرف احمقانه ایست . (فروغ فرخزاد)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

تو را می خواهم و دانم که هرگز ، به کام دل در آغوشت نگیرم ، تویی آن آسمان صاف و روشن ، من این کنج قفس ، مرغی اسیرم .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

گاهی باید کم باشی تا کم بودنت احساس بشه نه اینکه اصلا نباشی تا نبودنت عادت بشه .

سرای دلم گرچه کوچک است اما پذیرای وجود نازنین توست .

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

تفاوتی نمی کند که دوستم داشته باشی یا نه ، تنها وجودت مرا بس است از هرچه خواستی است چه با من باشی و چه بی من .

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت . (دکتر علی شریعتی)

برچسب‌ها:
نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : جمعه 13 تير 1393برچسب:,

برای قد کشیدنت ، خیلی …
کوتاه آمدم !

خود می گذرد ، عشق های می میرند ، رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند .

برچسب‌ها: